السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
79
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )
و در صحيح بخارى گويد : « مردى از اهالى يمن سخن رسول خدا ( ص ) را شنيد و گفت : « يا رسول الله براى من بنويس » فرمود : « براى ابوفلان بنويسيد » . « 1 » و روايت شده كه مردى از انصار نزد پيامبر مىنشست و برخى سخنان آن حضرت را مىشنيد و به شگفت مىآمد و نمىتوانست آن را حفظ كند و از اين ناتوانى خود به پيامبر ( ص ) شكوه كرد و آن حضرت به او فرمود : « از دستت يارى بجو » و به دست او اشاره كرد كه يعنى بنويس » . « 2 » و از « عمروبن شعيب » از پدرش از جدش روايت كنند كه گفت : « به رسول خدا ( ص ) گفتم : « يا رسول الله ! آيا هر چه را كه از شما مىشنوم بنويسم ؟ » فرمود : « آرى » گفتم : « در حال خشم و خشنودى هم ؟ » فرمود : « آرى ، چون در همه اين موارد جز حق نگويم » . و در روايت ديگرى است كه گفت : « من چيزهائى از شما مىشنوم ، آيا آنها را بنويسم ؟ » فرمود : « آرى » . « 3 » و از « عبداللهبن عمرو » گويد : « من هر چه را كه از رسول خدا ( ص ) مىشنيدم مىنوشتم تا آن را نگهدارم كه قريش مرا نهى كردند و گفتند : « هرچه از رسول خدا مىشنوى مىنويسى ! در حالى كه رسول خدا هم بشر است و در حال خشم و خشنودى سخن مىگويد ! » و من از نوشتن دست كشيدم و موضوع را براى رسول خدا ( ص ) بازگو كردم و آن حضرت با انگشت به دهان خود اشاره
--> ( 1 ) . صحيح بخارى ، ج 1 ص 22 ، و ابوفلان چنان كه در سنن ترمذى ( ج 10 ص 135 ) آمده ، « ابوشاة » بوده است . ( 2 ) . سنن ترمذى ، كتاب العلم ، ج 10 ص 134 . ( 3 ) . مسند احمد ، ج 2 ص 215 . .